۲۵
مهر
اون زمان یعنی ۵ سال قبل ، هنوز بیست سالم کامل نشده بود که یک شب یک جرقه به ذهنم رسید ، یک جرقه کوچیک که مسیر زندگیم و کمی عوض کرد ،این جرقه چیزی نبود جز فکر راه اندازی یک شرکت در زمینه تکنولوژی اطلاعات
از اون زمانی که فقط و فقط در ایران شبکه […]
۲۳
مهر
مولای یا مولای ، صدایی برای گریه واشکی برای فریاد ندارم، شرمسارانه به رحمت بی منتهای تو امید بسته ام و افق نگاهم محو جلال و عظمت تو ست
ای مالک من و ای آقای من و ای خدای من ، آیا میبخشی مرا در روزی که جزتو بخشنده ایی نیست ؟
۲۰
مهر
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
.
خواهد به سر آید غم هجران تو یا نه … ؟
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
———–
تصنیف تمنای وصال
۱۷
مهر
حتما این چند روزه خبر های مربوط به سفر جالب انوشه خانم را شنیدید و عکسهای هیجان بر انگیزش را دیده اید.
وقتی انوشه جان در فضا تشریف داشتند ،من وب لاگش را که واقعا به زبان ساده و صادق مینوشت ، دنبال میکردم و از خواندن احساساتش، به شور میامدم
همه داستان و […]
۱۴
مهر
داشتم از دانشگاه مولتی مدیای که الهی بمیره برمیگشتم …. همه داستان از اینجا شروع شد که : اومدم مثلا از یک بلندی بپرم پایین ، اما شب بود و تفاوت سطح اون قسمت و ندیدم
جای دشمنان اسلام خالی، پای راست پیچید، پیچ خردنی و خودم هم روی پای نازنینم با این وزن […]
۱۱
مهر
روزه گرفتن در مالزی هم خودش یک نوع ریاضته . این و نه تنها من میگم بکله آدمهای بسیار چاق تر و گنده تر از من هم میگند
الان که دارم این مطلب و مینویسم ساعت پنج و چهل و پنج صبح است و دارند اذان صبح و میگند و ما هم طبق معمول همیشه بیدار […]
۰۹
مهر
یک باره دیگه ماه رمضون از راه رسیده و داره با شتاب رو به جلو میره ، خدا کنه آخر ماه هممون افسوس زمانهای از دست رفته رو نخوریم
————-
چند وقت هم هست به صورت اتفاقی یک آهنگ به دستم رسیده که یک تاثیر عجیب برام داشته ، از مرحوم شادروان خلیل عالی نژاد است
یک […]