دفتر خاطره
من هیچ وقت در زندگی ام دفتر خاطره نداشته و نخواهم داشت اما مادرم از زمانی که یادم میاید داخل یک تقویم جیبی در حد یک خط و یا دو خط وقایع روز رو مینوشت . گاهی اوقات لازم داشتیم بدونیم فلان سال و در فلان روز چه میکردیم و این میشد که به تقویم جیبی های مادرم رجوع میکردیم . اگر اشتباه نکنم داخل یک جعبه حدود بیست تا از این تقویم ها وجود دارد و این یعنی بیست سال خاطره کوتاه که با خواندنش چیزهایی به ذهن برمیگردد که بسیار دوستاشنتی است .
چند روز پیش در یکی از وبسایتهای اعزام دانشجو یک مطلب خیلی قدیمی از خودم خواندم درباره زمانی که در ملاکا زندگی میکردم . اولش اصلا یادم نمیامد که آن مطلب را من نوشتم اما وقتی در همین سینا دیلی خودمان جستجو کردم دیدم که بله کار کار خودم است … و آن شد که آن شب مطالب چهار سال قبلم را شروع به خواندن کردم … مطالبی که خواندش باعث این میشد که خاطرات زیبا و در عین حال دردناک زندگی در ملاکا در جلوی چشمم ظاهر و حسش در تمام وجودم به وجود آید .
یادی از خاطرات چند سال قبل :
هم خونه ایی روانی
دانشگاه مولتی مدیا مالزی بخش ملاکا
پشت پرده ایگلد یا طلای الکترونیکی
…دارم دیوارهای اتاقم و گاز میزنم
—
مطلب بعدی من راجع روغن کریل ( Krill oil ) خواهد بود . روغنی اعجاب انگیز از اعماق آبهای سرد اقیانوس ها . روغنی که شاید زندگی شما را تغییر دهد .
احمدرضا گفته:
به نظرم کار مسخره ایست هر روز سر زدن به وبلاگ سینا دیلی وقتی او حتی یکبار هم پیشت نمیاد؛ درست نمیگم ؟
ارسال شده در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۱۲:۰۱ ق.ظ
amir گفته:
فقط یادت نره بنویسی از کجا میشه خرید.
ارسال شده در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۵:۱۶ ب.ظ
مینو سعادت گفته:
دوست عزیز وبلاگتون واقعا جالبه. تبریک می گم. در ضمن راهنمای دو زبانه ایرانیان - به انگلیسی و فارسی در آدرس زیر در دسترس می باشد: http://www.timasearch.com/gate.htm
موفق و موید باشید.
ارسال شده در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۹:۱۵ ب.ظ
رستم گفته:
ای قربون آدم چیز فهم که شرافت ایرونی را حفظ کردی نه زیر بار منت رفتی و نه قبول تبلیغ قمار خونه کردی زنده باشی
منهم دفتر خاطرات داشتم و بعضی چیزهایی که نباید می نوشتم نوشته بودم از اون سال تا حالا که سی سال می گذره حاج خانم به من مشکوکه
ارسال شده در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۸۹ در ساعت۹:۳۸ ب.ظ